تبليغاتX
بیا...به زیبایی عقاب

بیا...به زیبایی عقاب

مذهبی فرهنگی اجتماعی

امام حسین قربانی خدا


سلام بر لبهای از عطش خشکیده

سلام بر آن گونه های خاک آلود

سلام بر آن محاسن به خون خضاب گردیده

سلام بر آقایی که پیکرش در خون غوطه ور گردید

سلام بر غریب ترین غریبان

                                                                                          فراز هایی از زیارت ناحیه مقدسه


گوشه هایی از کتاب ماندگار «حماسه ی حسینی»


اثر استاد مرتضی مطهری

حادثه ی عاشورا و تاریخچه کربلا دو صفحه دارد ؛ یک صفحه سفید و نورانی و یک صفحه تاریک و سیاه و ظلمانی که هر دو صفحه اش یا بی نظیر است و یا کم نظیر . صفحه ی سیاه و تاریک اش از آن نظر سیاه و تاریک است که در آن فقط جنایت بی نظیر یا کم نظیر می بینیم ...از این نظر حادثه کربلا یک جنایت ویک تراژدی است ، یک مصیبت است، یک رثاء است . این صفحه را که نگاه می کنیم ، در آن کشتن بی گناه می بینیم ، کشتن جوان می بینیم، کشتن شیر خوار می بینیم.اسب بر بدن مرده تاختن می بینیم، آب ندادن به یک انسان می بینیم ، زن و بچه را شلاق زدن می بینیم... قهرمان حادثه در این نگاه یزید بن معاویه است ، عبید الله بن زیاد است ، عمر سعد است ، شمر بن ذی الجوشن است ، خولی است ... اما آیا فقط تاریخچه ی عاشورا همین یک صفحه است ؟ آیا فقط رثاء است؟ فقط مصیبت است و چیز دیگری نیست ؟ اشتباه ما همین است . این تاریخچه یک صفحه دیگر هم دارد، که قهرمان آن دیگر پسر معاویه نیست، پسر زیاد نیست، پسر سعد نیست ، شمر نیست. در آنجا قهرمان حسین است . در آن صفحه دیگر جنایت نیست ، تراژدی نیست ، بلکه حماسه است ، افتخار و نورانیت است ، تجلی حقیقت و انسانیت است ، تجلی حق پرستی است . آن صفحه را که نگاه می کنیم می گوییم بشریت حق دارد به خودش ببالد.

* * * *

چرا برای امام حسین می گرییم؟

در رثای یک قهرمان بگریید برای اینکه احساسات قهرمانی پیدا کنید برای اینکه پرتویی از روح قهرمان در روح شما پیدا بشود و شما هم تا اندازه ای نسبت به حق و حقیقت غیرت پیدا کنید ، شما هم عدالتخواه بشوید ، شما هم با ظلم و ظالم نبرد کنید ، شما هم آزادیخواه باشید برای آزادی احترام قائل باشید ... اگر ما صفحه ی نورانی تاریخ حسینی را خواندیم ، آن وقت از جنبه ی رثایی اش می توانیم استفاده کنیم وگرنه بیهوده است .

* * * *

چرا باید حادثه ی کربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه کنیم و چرا باید همیشه جنایت های کربلا گفته شود؟ چرا همیشه حسین بن علی از آن جنبه ای که مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ی ما قرار بگیرد؟...چرا ما صفحه ی نورانی این داستان را کمتر مطالعه می کنیم در حالی که جنبه ی حماسی این داستان صد برابر بر جنبه ی جنایی آن می چربد و نورانیت این حادثه بر تاریکی آن خیلی می چربد. پس باید اعتراف کنیم که یکی از جانی های بر حسین بن علی ما هستیم که از این تاریخچه فقط یک صفحه اش را می خوانیم .

* * * *

من نمی گویم آن صفحه ی تاریک را نباید دید ، بلکه باید آن را دید و خواند ، اما این مرثیه همیشه باید مخلوط با حماسه باشد ... این رثاء و مصیبت نباید فراموش شود و باید اشک مردم را همیشه بگیرید اما در رثای یک قهرمان پس اول باید قهرمان بودنش برای شما مشخص شود و بعد در رثای یک قهرمان بگریید.

* * * *

اگر می خواهیم به خودمان ارزش بدهیم ، اگر می خواهیم به عزاداری حسین بن علی ارزش بدهیم باید فکر کنیم که اگر حسین بن علی امروز بود و خودش می گفت برایم عزاداری کنید مگفت چه شعاری بدهید ؟ آیا می گفت بخوانید« نو جوان اکبر من » یا می گفت : بگویید« زینب مظلوم الوداع » چیزهایی که من (امام حسین) در عمرم هرگز به این جور شعارهای پست کثیف ذلت آور تن ندادم و یک کلمه از این حرف ها را نگفتم . اگر حسین بن علی بود می گفت : اگر می خواهی برای من عزاداری کنی برای من سینه و زنجیر بزنی ، شعار امروز تو باید فلسطین باشد ، شمر امروز موشه دایان است . شمر هزارو سیصد سال پیش مرد ، شمر امروز را بشناس ...

گوشه هایی از کتاب ارزشمند «حماسه و عرفان»

اثر آیت الله جوادی آملی

شکی نیست که هریک از حماسه و عرفان فضیلتی از فضایل انسانی و کمالی از کمالات جامعه بشری به حساب می آید لیکن سوال این است که آیا جمع بین این دو فضیلت و کمال میسر است ؟ آیا امکان دارد کسی از یک سو دارای روح لطیف و پرگذشت و از سوی دیگر دارای روح حماسی و سازش ناپذیری ، سلطه ستیزی و عصیان در مقابل طغیان باشد؟

* * * *

هیچگونه جنگ و نزاع دفع و مدافعه بین فضائل و کمالات وجود ندارد و چون هریک از عرفان و حماسه فضیلتی از فضائل و کمالی از کمالات اخلاقی ست ، تضاد و تناقضی بین این دو فضیلت نیست. اگر عارفی سلطه پذیر شد و طغیان و سر کشی را امضا کرد ، عرفان او دکان است نه عرفان و اگر جنگجویی اهل معرفت نبود سلحشوریش تهور است نه شجاعت و حماسه مقدس.

* * * *

کسی که جدایی از خلق خدا را با جدایی از دنیا خلط می کند و به بهانه ی معرفت خواهی و عرفان الهی از خلق او جدا می شود عارف نیست . چون عارف در حالی که در متن مردم است و بار جامعه را به دوش می کشد و گره کار آنها را می گشاید مواظبت می کند که غبار دنیا طلبی و دنیا گرایی دامن او را آلوده نکند .

* * * *

عارف اگر واقعاً عارف باشد و عرفان او دکان نباشد اولاً بدون خشم و غضب نیست ، ثانیاً غضب را تعدیل می کند ، ثالثاً آن را حتماً در جای خود اعمال می کند . اما غیر عارف که به این مقام بلند نرسیده ، هر چند که زاهد و عارف هم که باشد ، نه می تواند نعمت غضب را تعدیل کند و نه می تواند آن را در موردش اعمال کند از این رو آن را در چهره ی تهمت ، افترا، غیبت ، تکفیر ، و غیر آن پیاده می کند.

* * * *

کسانی که بوی زهد خشک یا عبادت خشک از آنها استشمام می شود نه کربلایی اند و نه انقلابی و خواه نا خواه ارادتشان به امام زمان (ع) از آن جهت است که غایب است و اگر آن حضرت ظهور کند این گونه افراد جزء اولین کسانی هستند که از او رخ بر می تابند و دستور های مبارزه آموز و سیرت مخاطره آمیز او را نا صواب می دانند . در حقیقت آنها عاشق و خواهان امام غائب اند نه امام قائم . محبوبشان غایب آل محمد است نه قائم آل محمد . اما آنکه زهد و عبادتش با حماسه آمیخته باشد یار باوفای ولیعصر است .

* * * *

اکنون نیز هم راه سالار شهیدان زنده است و هم مرام و مسلک اموی و مروانی و عباسی وجود دارد . اینکه سفارش فراوان به اشک ریختن و عزاداری کردن نموده اند برای آن است که اشک بر شهید اشتیاق به شهادت را به همراه دارد . خوی حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا می گرداند . چون اشک رنگ کسی را می گیرد که برای او ریخته می شود همین رنگ را به صاحب اشک نیز می دهد . از این رو انسان حسینی منش نه ستم می کند و نه ستم می پذیرد . این که عده ای به فکر ظلم کردن یا ظلم پذیری هستند برای آن است که خوی حسینی در آنها نیست وگرنه شیعه خاص حسین بن علی (ع) نه ظلم می کند و نه ظلم می پذیرد آن کسی که ظلم پذیر است اموی مسلک است چنانکه ظالم هم اموی صفت است هرچند که زمزمه یا حسین بر لب داشته باشد . اگرانسان بخواهد بفهمد که راهی راه امویان است یا خیر باید ببیند در او خوی ستم پذیری یا سلطه گری وجود دارد یا نه؟اگر گرایش به این خصلت های زشت را در خود دید باید در اخلاق خود تجدید نظر کند.

* * * *

روحیه ی حماسی داشتن به معنای حضور مستمر و دائمی در میدان نبرد نیست . چه بسا صاحب روحیه ی حماسی که توان جسمی ندارد اما می تواند مشوق دیگران برای حضور در عرصه ی نبرد باشد .

* * * *

سر اینکه سفارش کرده اند هر روز زیارت عاشورا بخوانید و نسبت به اهل بیت تولی داشته باشید و بر آنها صلوات و درود بفرستید و از دشمنانشان تبری بجویید برای آن است که طرز فکر معاندان ایشان منفور شود وگرنه هم اکنون سخن از معاویه و یزید نیست تا آنها را لعنت کنیم . نام و یاد آنها رخت بر بسته و قبرشان نیز زباله دانی بیش نیست . الان سخن از فکر وراه یزید و یزیدیان است .

...وکربلا را تو مپندار که شهری ست در میان شهر ها

کربلا حرم حق است

و هیچ کس را تا به بلای کربلا نیازموده اند از دنیا نخواهند برد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 0:41  توسط eagle  | 

عقاب

خدایا درمیان حیواناتی که خلق کردی موجودی زیباتر از عقاب ندیدم . پرنده ای بلند پرواز که تنها به اوج می اندیشد و به کمتر از آن راضی نیست .موجودی پاک و شریف که اگرچه کوتاه زندگی می کند اما زندگی با عزت و با شرافتی دارد...
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 15:18  توسط eagle  | 

فرصت خدا

همیشه اولین فرصتی که خداوند به انسان می دهد تا به جایی که باید برسد خودش را برساند از همه سهل تر است . با کمی تلاش می توان به آنجا رسید تنها سختی اش این است که بفهمی این زمانی که به تو داده شده یک فرصت است . اگر نتوانستی از آن استفاده کنی فرصت بعدی ـ اگر به تو  داده شد بسیار سخت تر خواهد بود. آنان که از همان فرصت اول استفاده می کنند زودتر می رسند و در زندگی کاملا جلو می افتند .ولی آنهایی که در فرصت های بعد می رسند می بینند که چقدر دیر شده!می بینند که همه چیز تمام  شده و آنچه که باقی مانده زیاد با ارزش نیست.می بینند که همه ی تلاشگران که دنیایی می ارزند رفته اند و آنهایی که مانده اند مشتی خواب آلوده اند که کاری از دستشان بر نمی آید . تو هم تراز آنان شده ای در حالی که تمام آرزویت این بود که به بلندی ها برسی . با چشمان خود می بینی که به آرزویت نرسیده ای فقط به خاطر اینکه کمی دیر تلاشت را کردی .آن ها که جلو افتاده اند با هر قدم کیلومتر ها جلو تر می افتند اما تو باید کیلومتر ها قدم بزنی تا به آن ها برسی .اینجاست که باید عبرت بگیری و خودت را عوض کنی ...اگر خودت را عوض نکردی مطمئن باش دوباره اشتباهت را تکرار خواهی کرد.   
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 15:17  توسط eagle  | 

تلفن همراه

تلفن همراه یک تکنولوژی بسیار مهم و پیشرفته است که از سوی متخصصان به بشر هدیه داده شده است . این ماشین کوچک زندگی را بسیار راحت تر کرده و کارها را سرعت بخشیده است مرزها را در هم شکسته و فاصله ها را از بین برده است . ولی متأسفانه این وسیله ی با ارزش به جای آنکه بشر را به سوی کمال سوق دهد و زندگی اش را ارتقا بخشد او را به سمت پستی ها و ذلت ها کشانده و بیشتر از پیش در باتلاق فرو برده است . از عکس های مبتذل گرفته تا فیلم های کثیف همه به آسانی هر چه بیشتر در دسترس قرار گرفته اند وسیله ای که می توانست دل های گسسته ی انسان ها را به راحتی نزدیک کند و مهر و عاطفه و انسانیت را در آن ها بکارد تبدیل به وسیله ی پوچی شده که سرگرمی های بیهوده ای برای انسان به وجود آورده و او را بیشتر به خواب کشانده است . بلوتوث هایی که همه ی ارزش ها را زیر سؤال برده  و تمام پرده های احترام را دریده ، بلوتوث هایی که با حیثیت بعضی انسان های مشهور جامعه که برای خود ارزش و آبرویی دارند ، که حق زندگی سربلند میان مردم را دارند ، بازی می کند و مثل روز روشن است که اکثر آنها ساختگی ست . پیامک هایی که برای لحظه ای خنده مبتذل ترین الفاظ و شرم آورترین حرف ها را می زنند ، اخلاقیات را زیر پا له می کنند و ارزش ها را نابود می سازند . در حالی که می شود پر کاربرد ترین برنامه ها و روح نواز ترین آهنگ ها را در حافظه ی موبایل ریخت . در حالی که می توان قشنگ ترین درس های زندگی را به هم پیامک زد . می توان دلنشین ترین و امیدوار کننده ترین حرف ها را به هم فرستاد و به راحتی کینه ها را از بین برد و دل ها را به هم نزدیک ساخت

افسوس و صد افسوس که حتی بعضی انسان های خوب و با سواد جامعه ، بعضی انسان های بااخلاق و با ایمان اجتماع هم از این امتحان سربلند بیرون نیامده ، گول ظواهر را خورده و در باتلاق فرو رفته اند.

همه زشت آن الفاظ و کثیفی آن صحنه ها را با خنده توجیه می کنند و خنده یکی از نیاز های ضروری انسان است در حالی که نمی دانند این ها به مرور زمان گردی بر دل پاک انسان می پاشند و قلبی که می توانست روشن و پر نور باشد تاریک و کدر می گردد . و همه آن خنده را می بینند و این گرد را نمی بینند . راست گفت پیامبر اعظم حضرت محمد (ص) که راه یافتن شیطان در دل انسان از راه یافتن مورچه روی سنگ در شب تاریک پنهانی تر است .آری  هیچ کس نمی فهمد که چرا رابطه ی خوبش با خدا کم رنگ شد؟ چرا شوق و علاقه اش به عبادت کم شد؟ هر چه فکر می کند گناه بزرگی نمی یابد که انجام داده باشد ...

در این میان دو نفر هستند که سود می برند یکی صاحبان شرکت های مخابرات و تلفن همراه که بابت پیامک های پوک ما پول کلانی به جیب می زنند و دیگری غرب ـ که از درون پوسیده است ـ فرهنگ خودش را بر ما تحمیل می کند و اصالت ایرانی را از ما می گیرد و کسی که بر دیگری غالب شد برنده است و سود می برد . تنها کسی که در این میان از هر نظرچه مادی چه معنوی ضرر کرده ، ما هستیم... 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 15:15  توسط eagle  | 

سلسله مباحثی دربارهی حضرت مهدی (عج) : درس اول

خداوند را سپاس می گویم که به من توفیق داد تا دردانه اش را به نسل وبلاگ خوان معرفی کنم و اندکی از مسئولیت عظیم شیعه بودن را انجام بدهم . امیدوارم مقبول افتد.

این سلسله درس ها سه هدف را پیگیری می کند : اول ایجاد محبت و عشق به صاحب الزمان که البته با شناخت او حاصل می شود. دوم شناخت او به منزله ی اینکه شیعه بتواند او را از میان مدعیان دروغین باز شناسد و از ماهیت و اهداف و برنامه های او آگاهی یابد.سوم خدمت در راه او همچون سربازی که تسلیم مطلق فرمانده خود است.

به امید ظهور...

یکی از موضوعاتی که در باب امام عصر مطرح است مشترکات حضرت مهدی با اوصیای خداست که باب بسیار زیبایی است . امام عصر شباهت هایی با پیامبر با حضرت علی با امام حسن و امام حسین دارد.شباهت هایی با ابراهیم خلیل الرحمن با مسیح روح الله با حضرت موسی دارد با همه ی بزرگان و خوبان روزگار حضرت مهدی پیوند خورده است هرجا که بزرگی از انبیا و اوصیای الهی صفت بسیار بارز داشته حضرت آن صفت را دارد .خوبی همه ی خوبان روزگار را در خود جمع کرده است . شباهت های بسیار زیادی هم به قرآن دارد به همین خاطر حضرت مهدی را شریک القرآن می نامند یعنی هم پله و هم وزن قرآن غیر از شباهت هایی که با بزرگان و اولیای خدا دارد با طبیعت هم شباهت هایی دارد. هر جا زیبایی ست هر جا نعمت بزرگ و عظیمی ست با آن به شدت شباهت پیدا کرده است . یکی از این مشابهت ها با نور است.

نور منشا ثمرات بسیار زیادی است . بین تمام چیزهایی که در طبیعت وجود دارد خداوند متعال اجازه داده که او را نور بنامیم . نگفته مرا آب بنامید مرا گرما بنامید اما گفته مرا نور بنامید . بنابراین اگر بعد ها کودکی از شما پرسید خدا چه شکلی است بگویید خدا نور است «الله نور السموات و الارض» خدا نور زمین وآسمان است

بنابراین مشخص می شود که نور بین تمام پدیده های هستی از مقام بالایی برخوردار است و بعد بزرگان تاریخ از جمله امام عصر نور نامیده شده اند چندین لقب از امام عصر هست که به نحوی به نور بودن ایشان اشاره شده است از جمله نورالانبیا نور آل محمد و... چندین آیه از قرآن که در آن صحبت بر سر نور است معصومین اشاره داشته اند که در اینجا منظور از نور حضرت مهدی است. مثلا «الله متم نوره و لو کره المشرکون». خداوند نور خودش را تمام خواهد کرد و لو که مشرکین و فرومایگان کراهت داشته باشند . در اینجا منظور از نور حضرت مهدی ست خداوند نور خودش را تمام خواهد کرد یعنی حضرت مهدی را به جهان سیطره خواهد داد . یا در آیه ی نور در آخرش خداوند می فرماید «یهدي الله بنوره من یشاء » خداوند با نور خودش هر که را بخواهد هدایت می کند . در اینجا نیز همچنان که معصومین در ذیل این آیه فرموده اند منظور از نور حضرت مهدی ست که خداوند به وسیله ی او مردم را هدایت خواهد کرد. «و تبعوا نور الذی انزل معه اولئک هم المفلحون"»مومنین از نوری که بعد از پیامبر خواهد آمد تبعیت می کنند اینجا هم در پی روایاتی از معصومین نوری که پس از پیامبر می آید و مومنین از آن تبعیت می کنند و رستگار می شوند حضرت مهدی ست .

السلام علیک یا نو الله الذی یهتدی به المهتدون

چرا حضرت مهدی را نور می نامند؟

نور لطیف ترین ماده در طبیعت است . هر چند مادی است و غیر مادی نیست اما بین اشیای مادی لطیف ترین و رقیق ترین و شفاف ترین مرتبه ی ماده که بعد از آن دیگر غیر ماده شروع می شود نور است . نور حد واسط و حلقه اتصال بین ماده و ماورای ماده است. در نور خصوصیاتی می بینیم که در ماده نیست . ماده جرم دارد حجم دارد وزن دارد شکل دارد اما در نور در همان حال که مادی است شکل نمی بینیم وزن نمی بینیم .خداوند حضرت مهدی را نور نامیده است از این رو حضرت مهدی حلقه ی اتصال بین ماده و اعلی است . هر کس می خواهد سیر صعودی داشته باشد ارتقایی داشته باشد از جسمانیت به روحانیت برسد از زمین بر کنده شود و آسمانی شود باید به این نور بپیوندد . این نور پل است محل عبور است حد واسط است بین ماده و معنا . پناه بردن به او باعث می شود که انسان از مادی بودن جسمانی بودن و کدر بودن به شفاف بودن و نورانی بودن و غیر مادی بودن پا بگذارد . نور مثل اعلای زیبایی در جهان مادی ماست. هرگاه بخواهیم مجلس یا شبستانی را زیبا کنیم باید از نور استفاده کنیم نور های مختلف بیش از هر چیز دیگری زیبایی را جلوه گر می سازند . نور عامل زیبایی ست نور مظهر زیبایی ست در نور انبساط روح است در نور شکفتگی قلب است و حضرت مهدی که نور است یعنی زیباست مثل اعلای زیبایی در هستی ست و زیبایی همان چیزی ست که نیاز ذاتی بشر است یکی از آن چیزهایی ست که روح بی نهایت طلب انسان به شدت به سوی او کشیده می شود در قرآن هم چند بار مسئله ی زیبایی و جمال مطرح شده وپروردگار آن را از نعمت های خودش نامیده است . وقتی گفته می شود حضرت مهدی نور است یعنی ای روحی که به دنبال زیبایی می گردی پیوند بخور به حضرت مهدی تا زیبایی را در حد اعلای کلمه تجربه کنی . روح بی نهایت طلبی که یکی از نیاز هایت رسیدن به زیبایی و نظاره گر به زیبایی ست با بودن در کنار حضرت مهدی و اتصال به او این نیاز درونی خود را برطرف می کنی . حضرت مهدی از نظر ظاهری زیباترین مخلوق خداست . در عالم تشریع زیباترین مخلوق خدا قرآن کریم است و در عالم تکوین زیباترین صنع و مخلوق خدا وجود مبارک حضرت مهدی ست یعنی هرکس می خواهد جمال و زیبایی خدا را به نظاره بنشیند باید که حضرت مهدی را به نظاره بنشیند. از ابن مهزیار که به ملاقات حضرت رسیده بود پرسیدند چه دیدی ؟ گفت نمی شود توصیف کرد فقط این قدر بگویم که چهره و قامتی به این همه اعتدال و موزونی ندیده بودم به این همه زیبایی و اعتدال نه موجودی در هستی به وجود آمده نه بعد از این خلق خواهد شد .آری سخن معروف پیغمبر که "المهدی طاووس اهل الجنة " . آن چیزی که بهشت را - بهشتی که کانون بسیاری از زیبایی هاست – زیبا کرده و تمام زیبایی های بهشت را تحت الشعاع قرار داده طاووس بهشت مهدی ست و چهره اش چون ماه درخشنده می درخشد

ادامه مبحث در جلسه ی بعد ان شاء الله...                                 lمتن سخنرانی استاد دکتر مدبر عزیزی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 15:14  توسط eagle  | 

معرفی کتاب

نام کتاب:شاعر آسمانی

مؤلف:دکترغلامرضا مدبر عزیزی

انتشارات سخن گستر

چاپ اول1384

قیمت:1950 تومان

کتاب شاعر آسمانی اثر استاد گرانقدر دکتر مدبر عزیزی درباره ی شعر و اندیشه ی حافظ بزرگ است . در این کتاب درباره ی اشعار حافظ از جمله پر رمز و راز بودن شعر حافظ ، عفت کلام او ، زبان طنز او ، تفسیر می و مستی در اشعار او به زیباترین و کامل ترین شکل سخن گفته شده است.همچنین از زندگی خود حافظ  ، اندیشه و جهان بینی او صحبت به میان آمده و خواننده با خواندن این قسمت در می یابد که حافظ یک شیعه به تمام معنا بوده است .بخش دیگر کتاب که بسیار عظیم و با ارزش است شرح و تفسیر شش غزل از حافظ و همچنین شرح برخی ابیات  مشکل دیوان حافظ می باشد. و سرانجام زیباترین بخش کتاب بخش پایانی آن است که مربوط است به اشعاری از حافظ که در مورد طاووس عرش حضرت مهدی (عج) است که ارادت خالصانه ی حافظ را به حضرت ولیعصر نشان می دهد.

خواندن این کتاب  برای تمامی دوستداران شعر و ادبیات و حافظ لذت بخش خواهد بود . همچنین عزیزانی که با حافظ و اشعارش آشنایی ندارند می توانند به این سعادت نائل شده و با این شاعر آسمانی ، خواجه شیرین سخن ، فخر ادبیات فارسی، حافظ شیرازی آشنا گردند ضمنا به عرض می رسانم این کتاب فقط در خراسان موجود می باشد . سایر عزیزان اگر خواهان آن هستند می توانند با شماره تلفن  8439955 برای سفارش کتاب  تماس حاصل فرمایند .آدرس انتشارات سخن گستر : مشهد-خیابان ابن سینا- بین ابن سینای 16 و پاستور- پلاک 174    

www.sokhangostar.com

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 15:12  توسط eagle  | 

نگاهی به تقویم1387

 

دوشنبه 18آذر /9 ذی الحجه/8 دسامبر

 

اعمال روز عرفه:

1- روزه گرفتن 2- زیارت امام حسین (ع) 3- غسل

اعمال عصر:

2 رکعت نماز بعد از نماز عصر ـ 4 رکعت نماز (بعد از حمد 50 مرتبه سوره اخلاص) ـ دعا و ذکر (دعای عرفه امام حسین)

سه شنبه 19 آذر /10 ذی الحجه/9 دسامبر

عید سعید قربان (تعطیل) ـ تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) (1363 ه.ش) ـ شهادت جمعی از نوادگان امام حسن (ع) در زندان منصور (145 ه.ق) ـ نماز عید امام رضا (ع) در خراسان

اعمال روز عید قربان:

1- غسل 2- خواندن دعای ندبه 3- خواندن دعای 48 صحیفه سجادیه 4- خواندن نماز عید 5- قربانی 6- ترک روزه

چهار شنبه 27 آذر/18 ذی الحجه / 17 دسامبر

عید سعید غدیر خم (10 ه.ق) (تعطیل) ـ شهادت آیت الله دکتر مفتح (1358ه.ش) ـ روز وحدت حوزه و دانشگاه ـ قتل عثمان (34 ه.ق)

اعمال این روز:

1- روزه داشتن 2- غسل 3- نماز خواندن (2 رکعت نماز مانند صبح که پس از آن 2 مرتبه به سجده رفته و صد بار «شکراً لله » و بعد از دو سجده دعایی خوانده می شود . 4- خواندن دعا 5- پوشیدن لباس پاکیزه 6- دید و بازدید دوستان 7- زیارت امیر المؤمنین                                                                                                              سه شنبه سوم دی/ 24 ذی الحجه /23 دسامبر

روز مباهله پیامبر اسلام (ص) (10ه.ق) ـ خاتم بخشی امیرالمؤمنین (ع) درحال رکوع نزول سوره هل اتی

اعمال این روز (مباهله): 1- روزه گرفتن 2 – غسل 3- خواندن دعای مباهله 4- نماز خواندن (دو رکعت مانند نماز صبح بعد از نماز 70 مرتبه استغفار) 

روز عرفه، روز نیایش ـ معرفی عراق به عنوان مسئول و آغازگر جنگ از سوی سازمان ملل(1370 ه.ش) ـ شهادت حضرت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه(60 ه.ق) ـ روز سد ابواب ـ وفات آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی (1365 ه.ق)

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 15:11  توسط eagle  | 

معلومات عمومی

 

چرا برج پیزا کج شده است ؟

برج پیزا برج زنگدار کلیسای جامع پیزا در توسکانی است . این برج به حالت کج در آمده است ، زیرا وقتی که این بنا تا نیمه ساخته شد خاکی که زیر آن بود نشت کرد و برج کج شد . کار بر روی برج در سال 1173 شروع شد اما بعد از نشست کردن زمین ادامه ی کار به مدت یک قرن دچار وقفه گردید . تا اینکه در سال 1275 معماران تدبیری اندیشیدند تا کج شدن برج را ترمیم کنند . دو طبقه ی سوم و پنجم جدا از وضعیت طبقات دیگر ساخته شدند و سعی بر این بود که آنها را نزدیکتر به حالت قائم بسازند و با این کار مرکز ثقل ساختمان برج را تغییر حالت بدهند . اما کجی بنا در طول سالهای بعد افزایش یافت . در سالهای اخیر پمپ آبی برای بیرون آوردن آب اطراف زمین کار گذاشتند ، داخل فونداسیون و دور پی های آن بتون ریزی کردند بدون آنکه موفقیتی در بر داشته باشد . این برج یکی از عجیب ترین پدیده های هستی ست . از سنگ مرمر سفید ساخته شده و معماری آن به سبک رومی ست . برج به شکل استوانه و دارای 8 طبقه است . هر ساله انحراف برج به میزان 7 میلیمتر نسبت به سطح قائم افزایش می یابد . در حال حاضر کجی برج حدود 5 متر یا بیشتر از 5 درجه نسبت به حالت قائم است

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 15:9  توسط eagle  |